اپل مشتریانش را درک می کند، پس شما هم میتوانید
گزیده ای از استراتژیها:
از یک طرح کلی استفاده کنید:تمام کارمندان، چه در ارتباط با مشتری باشند چه در پشت صحنه در حال فعالیت باشند؛ باید در یک صفحه باشند. آنها باید یک هدف داشته باشند، که آن هم ارائه بهترین تجربه ممکن به مشتریان است.
مردم را هنگام ورود بررسی کنید نه هنگام خروج: اپل درراستای تلاش برای رسیدن به یک فروش بزرگ، به هنگام ورود مشتریان به آنها خوش آمد می گوید و اطلاعات محصولات را بر مبنای نیازهایشان به آنها ارائه می دهد. کارمندان اپل به جای اینکه سعی کنند جدیدترین و گرانترین تبلت را به هر مشتری بفروشند – بررسی می کنند تا ببینند خریدار در نظر دارد از آن چه استفاده ای بکند. برای مثال، آیا آن را فقط برای اینترنت گردی می خواهد یا برای فیلم نگاه کردن؟
و این کار قبل از اینکه مششتری تصفیه حساب کند انجام می شود، نه هنگامی که در حال پرداخت است، که این کار همان کاری است که اکثر خردهفروشان انجام می دهند. شروع گفتگو در پایان تجربه مشتری، بی معنی است چون در این زمان خرده فروش هیچ کمکی را نمی تواند پیشنهاد دهد.
کاهش تلاش مشتری: اپل در نزدیکی هر محصول یک "دکمه هوشمند" دارد که وقتی مشتریان به کمکی نیاز دارند می توانند آنرا فشار دهند. لازم نیست منتظر بمانند تا کسی بیاید یا به دنبال کارمندی بگردند تا موقع نیاز به آنها کمک کند.
نفروش؛اجازه بده آنها بخرند: اپل ازلحاظ اهمیتی که به نیازمشتریانش داده آنقدر خوب عمل کرده که وقتی مشتریان آماده خرید باشند، از اپل خرید می کنند. همکاران فروش مجبور نیستند که فشار بیاورند یا تلاش کنند که یک فروش سختی داشته باشند.
هشت ویژگی از مفاهیم خرده فروشی موفق
جام مقدس استراتژی برای هر شرکتی، به خصوص خرده فروشان، ایجاد یک مفهوم است، که چنان متفاوت و قاطعانه باشد که موجب شود رقبا از موضوع خارج شوند - و سپس پیاده سازی این مفهوم است، به گونه ای که مشتریان اصلی تضمین شوند و کپی کردن یا واکنش نشان دادن برای رقبا سخت شود.
پیشنهادات خلاقانه از سوی صاحبان صنایع مختلف در صدد بوده اند تا موقعیت های مناسبی را ایجاد کنند که از گزند رقابت در امان مانده باشند. برند هایی مانند
L.L. Bean, REI, Walmart, The Body Shop, Muji, Tokyo Hands, IKEA, Zara, H&M, Enterprise Rent-A-Car, Best Buy Geek Squad, Whole Foods Market, Subway (its low fat menu), Apple, Zappo's و بسیاری دیگر از برندها که توانسته اند پیشنهادات خاصی ارائه دهند که مشتریان بسیار وفاداری را جذب نمایند.
چگونه؟ آیا ویژگیهای مشترکی وجود دارد که این برندها به اشتراک می گذارند؟ اگر چه هر کدام از لحاظ استراتژی و زمینه متفاوتند، اما امکان دارد عواملی را مشاهده کنیم که با مفاهیم جدید و موفق خرده فروشی در ارتباط هستند. همیشه همه عوامل حاضر نمی باشند اما مواردی هست که نبود حتی یک عامل نیز کشنده است. منظور از هشت رهنمود ذکر شده ایجاد تحریک بود.
آنها یک بینش روشن دارند
شرکتهایی که دارای مفاهیم جدید و موفق خرده فروشی هستند، تمایل دارند یک بینش قوی داشته باشند که با گروه اصلی مشتریان مرتبط باشد. پیرامون پیشنهاد، هویت گروه هدف و گزاره ارزشی، شفافیت وجود دارد. تمام برندهایی که در بالا به آنها اشاره شد قطعا این کیفیت را دارند. به عنوان مثال، Enterprise Rent – A – Car به جای تمرکز بر فرودگاه، بر روی لزوم حمایت از صنعت تعمیر ماشین درخصوص ماشین های کرایه ای تمرکز کرد، که نشانگر نمایندگی هایی است که در سطح شهر پراکنده شده اند، سیستمی که با شرکت های بیمه و فروشگاه های تعمیراتی مرتبط است، و توانایی تحویل ماشین به مصرف کنندگان را دارد. Tokyo Hands یک فروشگاه One- stop برای مشتری hands – on است که خواهان تحریک یک معما، یک محصول کارآمد چوبی، یا یک چالشی در رابطه با تزئین است.
یک تئوری در بازاریابی وجود دارد مبنی بر این که اگر شما با یک بخش اصلی ارتباط برقرار کنید، تا زمانی که اندازهی قابل قبولی داشته باشد، نه تنها به داشتن یک مبنای فروش بلکه به داشتن یک پیام روشن و مجموعه ای از گره ها برای انتقال مفهوم مورد نظرتان و جانبداری از آن، تمایل خواهید داشت. یک بینش روشن می تواند چنین ارتباطی را به وجود بیاورد.
آنها پیشنهاد خود را گسترش می دهند
اکثر مفاهیم جدید و موفق خرده فروشی در طول زمان گسترش می یابند، به ویژه در روزهای اول. این مفاهیم به صورت نامتعارف وارد نمی شوند اما از تغییراتی که می توانند به صورت اصلاحات یا تغییرات اساسی در بینش باشند، متنفع می شوند. IKEA، Zappos، Best Buy، L.L.Bean، whole Foods Market همگی حوزهی محدودی داشتند و از یک آروزی کوچک شروع شدند، و بعد از این که کشش لازم را به دست آوردند و به چیزهایی دست یافتند که کارآمد بودند، بینش خود را گسترش دادند. وقتی که یک کارمند مجبور بود پایه های میز را جمع کند تا آن را به داخل ماشین ببرد، IKEA برای مشتریان تجمع در بیرون را کشف کرد. Zappos از مجموعهی متنوع تبدیل شد به سرویس دهی به عنوان یک گزارهی ارزشی اساسی. سیاست Best Buy مبنی بر تطابق یافتن با مشتری به جای فروختن قطعات، در طول زمان به اجرا درآمد. Pret – A – Manager، فروشگاه زنجیره ای انگلیسی که در زمینهی فروش ساندویچ بسیار موفق بود، در طی پنج سال، زمانی که هنوز یک Store front تک بود مفهوم فوق را اصلاح نمود.
خرده فروشان یک توانایی منحصر به فرد نسبت به تجربه دارند، مفاهیم بسیاری را با سرمایه ای ناچیز امتحان می کنند، و منتظر می مانند تا یکی از آنها درست از آب دربیاید. Limited مفاهیم زیادی را در درون یک فروشگاه موجود امتحان کرد و چندین فروشگاه زنجیره ای مثل Bath and Body Works and Structures را از میان آنها دایر کرد که آیندهی درخشانی را نوید داد. با توجه به موقعیت های مختلف، تجربیات دو برابر شده اند تا نه تنها مفهوم مورد نظر را اصلاح نمایند بلکه آن را بپیچانند، به طوریکه آن را جدید و پیشاپیش رقابت نگه دارند.
آنها مدیریت می کنند
علت اصلی شکست مفاهیم خرده فروشی می تواند مدیریت باشد. مفاهیم موفق قادر به مدیریت بوده اند. یعنی توانسته اند گزارهی ارزشی را به طور متداوم و به نحو سودآوری ارائه دهند.
پیشگامان ماندگار مد، Zara and H&M، به منظور از ذهن گذراندن، ایجاد کردن، ساختن و ارائهی محصولات بر مبنای زمان واقعی، سیستم هایی را به وجود آورند، IKEA رد پاهایی دارد، یک سیستم سخنرانی، و یک پیشنهاد تجمع – مشتری که می تواند در قفا ارائه شود به طوریکه کپی برداری از آن تقریبا غیرممکن می شود. برتری در مدیریت بدین معناست که منابع مورد نیاز به شکل انسان و سرمایه در دسترس قرار گرفته اند و قابلیت ها و فرآیند کار در جای خود قرار گرفته اند. نتیجه، موانع بزرگ بر سر راه رقابت کنندگان است.
آنها یک فرهنگ غنی و مجموعه ای از ارزش ها را ایجاد می کنند
تا حدودی چون مدیریت خرده فروشی شامل خدمات و پیشنهادات منحصر به فرد است، حفظ برتری در طول زمان دشوار است. به راحتی می توان دید که پیشنهاد، ضعیف و مبهم می شود. مفاهیم جدید و موفق خرده فروشی تقریبا همیشه با فرهنگی به شدت غنی و ارزش هایی همگام هستند که انرژی و دستورالعمل هایی در سال های اخیر فراهم نموده اند و از بینش مربوطه و اجرای آن به محض شکل گیری تجارت حمایت کرده اند.
Zappos.com توسط 10 ارزش هدایت شده است که شامل ارائهی خدمات "Wow" است، و تا حدودی غیرعادی است و محقرانه عمل می کند. تیم Best Buy’s Geek راجع به سرگرمی، شوخی و از بین بردن استرس به هنگام کار با کامپیوتر و سیستم های سرگرم کننده است. یک فرهنگ سازمانی که بر مبنای بینش است در سوق دادن استراتژی به سوی موفقیت قدرت فوق العاده ای دارد. از آنجا که فرهنگ دارای ارزش، برنامه و مدیریت است، به دشواری می توان آن را کپی کرد.
آنها ارائه دهندهی مزایای عاطفی و ابراز وجود هستند
اکثر این مفاهیم موفق و جدید خرده فروشی فراتر از مزایای کارکردی رفته اند تا ارائه دهندهی مزایای عاطفی و ابراز وجود باشند. Muji، یکی از چهار برند ژاپنی یک برند no- brand است و کلا در فکر سادگی، بی پیرایگی، نرمش، فروتنی، آرامش و خویشتن داری است. Muji، anti –glitz است و مزایای ابراز وجود را در اختیار کسانی قرار می دهد که تصوری فراتر از آرم برند دارند و راجع به تداوم پذیری، ارزش های درستی دارند. Whole Foods Market شیوه ای برای ابراز علاقه به غذا با استفاده از ترکیبات طبیعی و ارگانیک است.
آنها به یک نیاز برآورده نشدهی واقعی پاسخ می دهند
وقتی که باد پشت شما خورده باشد ایجاد یک مفهوم جدید به اندازهی کافی سخت خواهد بود. بسیاری از مفاهیم جدید خرده فروشی از یک نیروی بازاری که اغلب بر مبنای یک نیاز برآورده نشدهی آشکار و جدی است، متنفع می شوند. یک فرصت وجود داشت. تیم Geek و Apple Store نیاز برآورده نشده را جواب دادند تا از ناکامی در نصب، کاربرد و حفظ کامپیوتر و سیستم های سرگرم کننده جلوگیری کنند. Tokyo Hands نیاز به بخش "بگیر و بساز" را برای داشتن یک فروشگاه One stop که از آن خواسته حمایت می کند، پاسخ داد.
بسیاری از شرکت ها بعد از این که کشش لازم را بدست آوردند و آمادهی رشد بودند، شاهد ظهور یک روند بودند. Whole Foods Market شاهد علاقمندی بیش از پیش به غذاهای طبیعی و ارگانیک بود، زمانی که تثبیت شده بودند و خیلی دیر بود که سایر شرکت ها بتوانند از یک برند و چشم انداز قابلیت هایش فرصت طلبی کنند. Muji از علاقه به تداوم پذیری و یک عقب نشینی از سوی فردی از glitz مربوط به برندهای طراح متنفع شد.
رتبهی آنها بالا می رود
یک مفهوم موفق خرده فروشی نیازمند بالا بردن رتبه است. گسترش رد پا دشوار است زیرا پرهزینه می باشد، زیرا می تواند شامل سازش با کسب و کاری باشد که پیچیدگی بیشتری دارد، و زیرا یک مفهوم خوب، آشکار است و سایرین می توانند در وضعیت های مختلف غرق در آن شوند. شرکت های متفاوتی، از جمله Whole Foods Market، از طریق خرید شرکت های هم عقیده ای که قدرت محلی دارند رتبهی خود را بالا می برند. سایرین، از جمله Subway، از یک مدل نمایندگی انحصاری استفاده کرده اند. اکثرا هم از ترکیب گردش پول نقد و سرمایه گذاری خارجی توسعه یافته اند. در هر صورت، لازم است یک مدل اثبات شده ای برای بالا بردن رتبه وجود داشته باشد
آنها برنامه های اجتماعی و محیطی را با برند ادغام می نمایند
قابل توجه است که چطور بسیاری از مفاهیم جدید و موفق، برنامه های محیطی و اجتماعی را با پیشنهادات خود ترکیب می کنند. البته آنها مزیت ایجاد یک برند را دارند تا سازگاری با یک برند تثبیت شده را، و از این رو بی شک می توانند این بعد را وارد آن کنند. Muji و Whole Foods از موانع آشکار عبور کرده اند و این گونه به نظر می رسد که ارزش ها علایق و حتی سبک زندگی یک بخش مهم مشتری را به اشتراک گذاشته اند. Muji در پیشنهاداتش همیشه در فکر حساسیت محیطی است و علاوه بر این آنها مجموعه ای سه اردوگاه توریستی بزرگ را ساخته اند که به مردم این امکان را می دهند از طبیعتی که دست نخورده است لذت ببرند. برنامهی "Greener Together" از Best Buy برنامه های خود را پیرامون بازیابی و تداوم پذیری اجرا می کند. اصطلاح "کل غذاها، کل مردم، کل سیاره" نشان دهندهی برنامه های بسیاری در Whole Foods Market از جمله کاربرد استانداردهای غذاهای دریایی پرورش داده شده، قدرت باد برای منبع انرژی، کیسه های خواربارفروشی قابل استفادهی مجدد است.
بسیاری از این عوامل، اگر چه برای خرده فروشی، منحصر به فرد نیستند اما در این مقوله از میزان شیوع بالاتری برخوردارند. تعداد کمتری از مقوله های دیگر یک چنین فرصت های زیادی برای تست، یادگیری و گسترش به عنوان خرده فروشی دارند. همچنین، خرده فروشان عوامل متغیر زیادی دارند که با آنها کار کنند، از جمله موقعیت، محیط، مجموعه، سیاست های آشکار و همکاری متقابل مشتری.
پرداخت پول IKEA به صورت خودپرداز
فروشگاه های IKEA، با قصد قبلی، تجربهی خرید مقصد هستند. فروشگاه خرده فروش سوئدی توجه مشتریان را با اسباب و اثاثیه مدرن خانگی با یک قیمت قابل خرید به خود جلب می کند، در حالی که فضاهای وسیع فروشگاه و پلان های کف پیچ در پیچ غالبا آنها را به مدت یک ساعت و یا بیشتر در داخل نگه می دارد.
صرف زمان زیادی برای پیدا کردن یک کتابخانه یک کار است. بیست دقیقه منتظر ماندن برای پرداخت پول آن، کار دیگری است. و بعد از موجی از شکایت ها از سوی مشتریانی که به توضیح این نوع تاخیر تکراری پرداختند، فروشگاه های IKEA در ایالات متحده تکان محکمی به سیستم های پرداخت خودپرداز دادند که حمایت های زیادی را به دنبال داشت.
اگر چه اکثر فروشگاه های IKEA به زنجیره ای از ماشین های پرداخت – که هم توسط خود فرد و هم توسط صندوقدار عمل می کند – به صورت نامنظم جای داده اند، اما معمولا ماشین های تحویلدار فقط در روزهای اوج خرید باز بودند. این بدین معنا بود که مشتریان به سمت گروه های کوچکتری از ماشین های خودپرداز هدایت می شدند که مشتریانی که قصد داشتند از دستگاه ها استفاده کرده و خریدهایشان را کنترل کنند، راه آنها را سد می کردند.
IKEA تماس ها را جواب نداد تا به خاطر این قضیه مورد مصاحبه قرار بگیرد، اما سخنگوی شرکت جوزف روث به Tampa Tribune گفت که سیستم خودپرداز آنگونه که ما امیدوار بودیم، کارآمد نبود.
فرانسیس مندلسون، مدیر Summit Research Associates، یک شرکت مشاور بین المللی که به کیوسک ها اختصاص داده شده بود، شخصا ناکامی دستگاه های خودپرداز IKEA را تجربه کرد و به طعنه گفت، "چه چیزی باعث شده که استفاده از آنها اینقدر طولانی شده باشد؟"
وقتی تنها گزینه برای پرداخت پول، کیوسک های خودپرداز بودند، مندلسون یک تجربهی خرید ویژه را تشریح کرد. تقریبا نیمی از مشتریان از این دستگاه به آن دستگاه می پریدند تا بتوانند زمان انتظار را کمتر کنند. وقتی می توانستند از خودپرداز استفاده کنند، متوجه می شدند که دستورالعمل ها واضح نیستند و اسکنر هم همکاری نمی کرد.
مندلسون که کیوسک ها را در سراسر جهان تست کرده بود گفت، "هیچ توضیحی در مورد نحوهی استفاده از آنها وجود نداشت"، "من پیستوله اسکن را در بارکدها مدنظر قرار دادم اما کار نمی کرد".
این که کیوسک های خودپرداز IKEA چه به خاطر اشتباه کاربر، چه به خاطر اشتباه شرکت و چه به خاطر اشتباه طرح تولید کننده کاربرد دشواری داشت، موضوعی درخور توجه برای مندلسون بود، به طوری که طبق اظهاراتش احساس می کرد که کیوسک ها فاقد دستورالعمل های صحیح برای یک چنین سیستم حساسی بودند.
مندلسون اظهار نمود که وقتی در حال بررسی در IKEA بودم "یک کارمند نزدیک شد و گفت باید اسکنر را حدودا با فاصلهی شش اینچ از بارکد نگه دارم. به او گفتم، از کجا باید این را می دانستم؟ هیچ چیز روی صفحه نشان نمی دهد که این گونه کار می کند." او با عصبانیت به من نگاه کرد و رفت".
مندلسون می گوید او به دفترش برگشت و جیک جیک کنان گفت "حواست باشد اگر از این کیوسک ها استفاده می کنی، کار کردن با آنها خیلی دشوار است".
خیلی زود پاسخی از NCR، تولید کنندهی دستگاه های خودپرداز، به جیک جیک او داده شد. آن شخص گفت که دستگاه ها طوری طراحی شده اند که باید صفحهی دومی هم داشته باشند تا demoهایی را درخصوص نحوهی کار کردن با اسکنرها به مشتریان نشان دهند، جز آن که به چه دلیلی، IKEA تصمیم گرفت در آماده سازی، آنها را به کار نگیرد.
NCR نپذیرفت که در مورد کیوسک های IKEA با Kiosk Market Place بحث کند، اما به یک تحقیق جدیدی اشاره کرد که از یک شرکت خارجی سفارش داده بود. نتایج آن نشان داد که علاقهی مشتریان به خودپردازها ادامه داشت و آن را به عنوان متمایز کنندهی خدمات مشتری تلقی می کردند، و 70 درصد مشتریان خودپرداز منتظر بودند دستگاه های بیشتری را در مغازه های عمومی ببینند.
شریدان اور از شرکت مشاور Interrobang Agency گفت: وقتی خودپرداز خوب باشد، مشتریان آن را دوست خواهند داشت". با این حال وقتی صدا بدهد و گیج کننده باشد، مشتری به فکر وا داشته می شود که "من باید به سختی با این کار کنم تا بتوانم پولم را به شما بدهم؟"
اور گفت، مشتریان باید احساس کنند که آنها ارزش هایی به دست می آورند – صرفه جویی در زمان، پول یا راحتی. این راحتی شاید بدین معنا باشد که مشتری موارد را اسکن می کند در حالی که یک همکار مشتاق به آنها کمک می کند تا میزشان را داخل ماشین بگذارند. او گفت اگر خرده فروشان خودپرداز را به عنوان شیوه ای برای از میان بردن سرشماری در نظر بگیرند،محکوم به شکست هستند.
بخشی از برندIKEA تصادفی بودن است اما باید تاثیر آن بر روی مشتریان بررسی شود.
رضایت نامه
اجلاس فوق العاده است! هر کسب و کاری را به چالش می اندازد تا وضعیت فعلی خدمات مشتریان خود را بررسی کند و راه های مبتکرانه و جدید را برای جلب توجه و وفاداری مشتری توسعه دهد. همچنین راهی عالی برای ساختن شرکای صنعت و مشاهده روند صنعت است.
Tim Williams
Retail Project Manager
محیط صمیمی بود که اهداف آموزش و شبکه بسیار موثر ساخته شده است.برای افتتاحیه یک رویداد فوق العاده تبریک می گویم.
Chris Borek
Senior Manager, Interactive Multichannel Experience
Target
من واقعا از خودم لذت بردم و یک معامله بزرگ را آموختم. من قطعا قصد دارم تا سال آینده در این رویداد شرکت کنم و برنامه ریزی می کنم تا اعضای دیگری از گروهم را بیاورم. از ارائه چنین رویداد بزرگی بسیار سپاسگزارم.
Dave Montgomery
Senior Manager, Education Marketing
Apple, Inc.
فرصت بسیار خوبی برای به اشتراک گذاشتن ایده هاست، یادگیری از پیشروان بهترین تمرین و شبکه ارتباطی با رهبران صنعتی است.
Renato Cappuccitti
Director, Professional & Business Development
For Eyes
"با تشکر بسیار از شما برای میزبانی یک کنفرانس فوق العاده! بسیار آموزنده بود و همچنین بسیار سرگرم کننده. تجربه ای با کیفیت تمام"
Happi Olson
Director of Sales and Marketing
Creative Kidstuff
"با همسالان بودن و به اشتراک گذاری اطلاعات جدید همیشه خوب است و نیز اعتبار بخشیدن به جایی که هستید و به جایی که قصد دارید در آنجا باشید."
Roberta Bonoff
CEO/President
Creative Kidstuff
"انتظارات من بیش از حد شد! سازماندهی این سه روزه از جمله کالیبر از بلندگو، امکانات کنفرانس، فرصت های شبکه و پیک نیکهای ویژه ... ارزش بیشتری نسبت به همایش های دیگر که من در آنها حضور داشتم داشت... من می خواهم این نشست را به هر خرده فروشی که می خواهد تجربه مشتری را به عنوان یک اولویت در سازمان خود قرار دهد توصیه کنم. "
Graham Lee
Customer Experience Development Specialist, AgriBusiness
UFA
امیدوارم سال آینده شما را ببینم. نمی شود برای ماجراها منتظر ماند
David Bash
Director IT
Nebraska Furniture Mart
"اجلاس وجود دارد، پاسخ به این سوال در بسیاری از همایش های خرده فروشی دیگر باقی مانده است، به عنوان مثال،" در جهان به هم پیوسته برای میل، دستیابی و تکثیر خدمات به مشتریان بزرگ چه پیش خواهد آمد ؟ بحث بین مدیران شرکت کننده ممکن است متفاوت باشد، اما تنها مرکز توجه تلاش است. توصیه اکید من به هر کسی که در زنجیره ای منطقه ای یا بزرگتر است به حضور و پیوستن به گفتگو است . "
Bob Phibbs
CEO
the Retail Doctor
"من به ویژه از تنوع افرادی که ملاقات کردم لذت بردم ، از جمله خرده فروشان بسته های بزرگ، استفاده کنندگان از اسم تجاری و کوچکتر، زنجیر ه منطقه ای. با شرکت کنندگان زرنگ و دانا و با تجربه از مکان های دور افتاده مانند زوریخ، تورنتو، انکوریج و آتلانتا - و خرده فروشانی که همه چیز از اسلحه تا مرغ و جواهرات بی قیمت می فروختند - من احساس می کردم یک ترکیب عالی از چند منظر داریم. من بسیار آموختم و چند مخاطب بزرگ جدید بدست آوردم ".
Caitlin Kelly
Author
“Malled: My Unintentional Career in Retail”
"این نوعی از رویداد است که شما واقعا می توانید مردم را بشناسید... شرکت کنندگان و کارشناسان بازاریابی با کیفیت بالا و واقعا علاقه مند به ایجاد ارتباطات معنی دار هستند. شما می توانید رهسپار رویداد سال آینده شوید با برگه یادداشتی پر از ایده، می توانید از همین حالا شروع به استفاده کنید! "
Mike Wittenstein
Customer Experience Architect
Storyminers
"من فرصت شرکت در کمیته برنامه ریزی و همچنین ارائه در اجلاس اجرایی سوابق مشتری خرده فروشی 2011 را دارا بودم. من می توانم از سطح بالای برنامه ریزی و کار دست اول و با اطمینان از اینکه کنفرانس با محتوای ارائه شده ماهرانه و مرتبط با موضوع است صحبت کنم. این کنفرانس به تمام نکات کلیدی پیرامون چگونگی تغییر در رسانه ها، فن آوری و منابع انسانی اشاره می کند و تجربه مصرف کننده در خرده فروشی ها را تحت تاثیر قرار می دهد. "
Doug Stephens
Founder
Retail Prophet
ترجمه از آقایان: نبردی و عباسی
پروژه درس استاد نثایی
این وبلاگ توسط جمعی از دانشجویان رشته بازاریابی واحد 44 فرهنگ و هنر نوشته و بروز می شود. امید است که بتوانیم با ارائه مطالب در زمینه بازاریابی و تبلیغات در افزایش سطح آگاهی جامعه گامی هر چند کوچک برداریم.