در يك شركت بزرگ ژاپنی كه توليد وسايل آرايشی را برعهده داشت، يك مورد تحقيقاتی به ياد ماندنی به شرح زیر اتفاق افتاد :
شكايتی از سوی يكی از مشتريان به كمپانی رسيد. او اظهار داشته بود كه هنگام خريد يك بسته صابون متوجه شده بود كه آن قوطي خالي است.*

*بلافاصله با تاكيد و پيگيريهاي مديريت ارشد كارخانه اين مشكل بررسي، و دستور صادر شد كه خط بسته بندي اصلاح گردد و قسمت فني و مهندسي نيز تدابير لازمه را جهت
پيشگيري از تكرار چنين مسئله اي اتخاذ نمايد.
...
مهندسين نيز دست به كار شده و راه حل پيشنهادي خود را چنين ارائه دادند: پايش ( مونيتورينگ) خط بسته بندي با اشعه ايكس.*

*بزودي سيستم مذكور خريداري شده و با تلاش شبانه روزي گروه مهندسين،‌ دستگاه توليد اشعه ايكس و مانيتورهائي با رزوليشن بالا نصب شده و خط مزبور تجهيز گرديد. سپس دو نفر اپراتور نيز جهت كنترل دائمي پشت آن دستگاهها به كار گمارده شدند تا از عبور احتمالي قوطيهاي خالي جلوگيري نمايند.

*نكته جالب توجه در اين بود كه درست همزمان با اين ماجرا، مشكلي مشابه نيز در يكي از كارگاههاي كوچك توليدي پيش آمده بود اما آنجا يك كارمند معمولي و غيرمتخصص آنرا به شيوه اي بسيار ساده تر و كم خرجتر حل كرد: تعبيه يك دستگاه پنكه در مسير خط بسته بندي تا قوطي خالي را باد از خط توليد دور کند!!!*
*نکته:*
*معمولا در بسياري از موارد راههاي ساده تري نيز براي حل هر مسئله و يا مشکلي وجود دارد. هميشه به دنبال ساده ترين راه حلها باشيد

۵ راه برای این که همه را مجذوب خودتان کنید
.
تمایل زیادی به صحبت با جمع ندارید و به ندرت برای شرکت در یک بحث داوطلب می شوید؟ حتی از ابراز عقیده در میان جمع هم خود داری می کنید و ارتباط برقرار کردن با دیگران یک استرس بزرگ برای شماست؟ اما اگ...ر به توصیه های ما دقت کنید می بینید که دلیلی برای این استرس ها وجود ندارد. نیازی نیست که در ارتباطات تان خود را با دیگران مقایسه کنید بلکه می توانید به شیوه خود وارد ارتباط با اطرافیان تان شوید و از اجتماع تان هم فاصله نگیرید. البته این نکته ها تنها به درد گوشه گیرها نمی خورد. اگر شما یک فرد اجتماعی و برون گرا هم باشید، یادگیری این ریزه کاری ها باعث خواهد شد، در ارتباطات تان موفق تر باشید.

1- از تخصص تان کمک بگیرید
قرار نیست تغییر دادن رفتاری که یک عمر با آن زندگی کرده اید آسان باشد اما شما می توانید از آسان ترین مرحله، کار را شروع کنید و به این تنهایی پایان دهید. استفاده از توانایی ها، تخصص ها و دانش های تان نخستین قدم شما می تواند باشد. اگر در جمعی حضور دارید که موضوع صحبت شان به تخصص شما ارتباط دارد، خود را وارد گفت وگوی شان کنید و این می تواند بهترین و آسان ترین شروع باشد. می توانید از نظرات خود در مورد موضوعی که کاملا از آن آگاه هستید را ابراز کنید و با گفتن نکاتی که برای حاضران اهمیت دارد خود را مورد توجه قرار دهید.

2- رابطه تان را محکم تر کنید
برای ساختن رابطه ای عمیق تر پیش قدم شوید. مثلا می توانید با گرفتن آدرس ایمیل، شماره همراه یا وبلاگ این شنونده های نیمه غریبه، ارتباط تان را گسترش دهید. اگر شما در یک شبکه مجازی موضوعات مورد علاقه تان را به اشتراک بگذارید، می توانید امکان یک صحبت مجازی با این دوستان تازه را ایجاد کنید. از طرف دیگر با یک پیامک گاه گداری یا ارسال یک ایمیل به این دوستان تازه نزدیک تر خواهید شد و از این طریق در دیدار دوباره آن ها مشکل کمتری برای برقراری ارتباط خواهید داشت.

3- خاطرات تان را بیرون بریزید
تجربه های تان را در دل تان نگه ندارید. آن ها را با دیگران قسمت کنید، خاطراتی که ممکن است در ذهن شما انبار شده باشند، می توانند موضوع جالبی برای این دوستی های تازه باشند. اطرافیان شما دوست دارند شما را بیشتر بشناسند و از این که با شما افکار و موضوعات مشترکی دارند، اطمینان پیدا کنند. بهترین راه برای ایجاد این اعتماد متقابل و شناخت این است که خاطرات تان را با دیگران به اشتراک بگذارید. البته به بی راهه نروید. یادتان باشد که صحبت های شما و خاطرات تان هم اولا باید جزو موضوعات مورد علاقه اطرافیان تان باشد و دوما به بحث هایی که در آن لحظه می کنید ارتباطی داشته باشد. البته اگر شما یک تازه وارد هستید از حرف زدن های طولانی بپرهیزید و اجازه ندهید که با پرحرفی، طرفدارهای تان را در آن جمع از دست بدهید.

4- شنونده ها را بشناسید
برای این که به یک جمع وارد شوید و این ورود برای تان موفقیت آمیز باشد، باید بیش از هر چیز آن جمع را بشناسید. شما کنار چه کسانی نشسته اید و چه حرف هایی می تواند برای شان یک خوراک خوب باشد. بی گدار به آب نزنید. صحبت از آخرین اخبار سیاسی برای جمعی که هیچ علاقه ای به آن ندارند و تنها برای استراحت کردن و آرامش به مسافرت آمده اند، صحبتی موفقیت آمیز نخواهد بود. قرار نیست شما گوینده اصلی باشید بلکه می توانید در صحبت های آن ها مشارکت کنید و بعد از این که نوع نگاه شان به زندگی و موضوعاتی که می تواند برای شان جالب باشد را شناختید، خودتان هم وارد این بازار گفت وگو شوید.

5-سراغ متخصص بروید
اگر احساس می کنید شما برای وارد شدن به گفت وگوهای جمعی تنها به این نصیحت ها احتیاج ندارید و مشکل تان جدی تر از این است و همین طور اگر هنگام صحبت کردن با دیگران دچار اضطراب شدید، تپش قلب، تعریق یا سردی بدن می شوید باید هرچه زودتر از یک متخصص کمک بگیرید. اگر شما چنین علائمی را تجربه می کنید باید بگوییم که مشکل شما ندانستن راه های ورود به جمع نیست بلکه باید با کمک گرفتن از یک روان شناس و درصورت لزوم یک روان پزشک این اضطراب ها را از خود دور کنید. شما با یک دوره درمان به طرزی باور نکردنی این هراس ها را از دست خواهید داد و یکی از کسانی خواهید شد که همیشه حرفی برای گفتن دارد.
اگر هنگام صحبت کردن با دیگران دچار اضطراب شدید، تپش قلب، تعریق یا سردی بدن می شوید باید هرچه زودتر از یک متخصص کمک بگیرید

منبع: مجله سیب سبز

غول های نوشیدنی جهان:
نشریه اقتصادی فوربس :
در این رده بندی شرکت آمریکایی پپسی با فروشی معادل 5/66 میلیارد دلار بزرگترین شرکت صنایع نوشیدنی جهان لقب گرفته و رده های دوم و سوم نبز به کوکاکولا از آمریکا با 5/46 میلیارد دلار فروش و Anheuser-Busch InBev از بلژیک با 39 میلیارد دلار فروش تعلق گرفت.
در مجموع 28 شرکت صنایع نوشیدنی در بین دو هزار شرکت بزرگ قرار دارند که بیشترین تعداد شرکتهای بزرگ صنایع نوشیدنی جهان متعلق به آمریکا است.

غول های صنایع غذایی جهان:

نشریه اقتصادی فوربس در تازه ترین گزارش خود بزرگترین شرکتهای صنایع غذایی جهان را معرفی کرد.
در این رده بندی شرکت سوئیس نستله با فروشی معادل 2/89 میلیارد دلار بزرگترین شرکت صنایع غذایی جهان لقب گرفته و رده های دوم و سوم نیز به آرچر دنیلز میدلند از آمریکا با 2/88 میلیارد دلار فروش و یونیلیور از هلند با 2/60 میلیارد دلار فروش تعلق گرفته است.
در مجموع 48 شرکت صنایع غذایی در بین دو هزار شرکت قرار دارند که بیشترین تعداد شرکتهای بزرگ صنایع غذایی جهان متعلق به آمریکا است.

تلافي عجيب سامسونگ بر سر اپل! /عكس
صبح روز گذشته ۳۰ کامیون پر از سکه های ۵ سنتی به دفتر اصلی شرکت اپل در کالیفرنیا ارسال شده است. در نگاه اول کارمندان بخش حفاظت شرکت اپل فکر کردند که این کامیون ها اشتباها به آنجا آمده اند ولی چند دقیقه بعد تیم کوک مدیر عامل اپل تماسی را از مدیر شرکت سامسونگ دریافت می کند که اعلام می کند شرکت کره ای سامسونگ جریمه نقدی خود را طبق قوانین کره پرداخت خواهد نمود.
بخش خنده دار این موضوع آن است که در سند امضا شده روش پرداخت مشخص نشده و شرکت سامسونگ می تواند به هر نحوی که خود ترجیح می دهد جریمه مورد نظر را به شرکت سازنده آیفون پرداخت نماید. کار جالبی نبود ولی شرکت اپل حالا باید ساعات زیادی را صرف شمارش این همه سکه کند و در آخر هم شاید اصلا بانکی وجود نداشته باشد که این همه سکه را برای واریز به حساب اپل قبول کند.
Lee Kun-hee مدیر شرکت سامسونگ الکترونیک اعلام کرد که از انجام این کار خشنود نیست ولی هدف از انجام آن را این می داند که اگر قرار به انجام بازی های کثیف باشد آنان نیز این نوع بازی را بلد هستند. شما می توانید با این سکه ها تنقلات و … بخرید و این مشکل من نیست. مهم این است که قانون محقق شده است.
به هر حال ۲۰ میلیون سکه ۵ سنتی تحویل شده است و باید دید که عکس العمل اپل در این باره چیست.
(منبع بیژن 24)WWW.BIJAN24.COM

ارتباط خوب و کار تیمی

مردم نمی توانند ارتباط برقرار کنند... در حقیقت نحوه ارتباط افراد بیانگر احساسات درونی، مهارت ها و اعتماد به نفس آنهاست.

توانایی برقراری ارتباط
توانایی برقراری ارتباط هر کس اثر مستقیم در روابط دوستانه، رشد و تعالی، افزایش در آمد، مسئولیت هایی که به او واگذار می شود و مسیر حرفه ای او دارد. این توانایی مستقیماً بر میزان حمایت ها و کمک هایی که شخص دریافت می کند نیز تاثیر گذار است. این دقیقاً همان جایی است که کار تیمی و ارتباط خوب دست در دست هم می توانند پیش بروند.
توانایی برقراری ارتباط تعیین می کند که هر کس چه میزان اطلاعات، ایده ها و احساسات به دیگران منتقل می کند و چقدر از آنها دریافت می کند و تاثیر می پذیرد.
این توانایی است که مشخص می کند که یک نفر به چه میزان می تواند مشکلاتش را حل کند، حکم صادر کند، با دیگران به توافق برسد، و بر سر اختلافات با آنها کنار بیاید.
هفتاد درصد از مشکلات و اشتباهات حرفه ای نتیجه مستقیم ارتباط ضعیف هستند.

تاثیر گذاران در برقراری ارتباط
7 درصد زبانی
38 درصد لحن صحبت کردن
55 درصد زبان بدن
.....
آنچه در بالا ذکر شد نمود هایی از مهارت هایی است که به کمک آنها مخاطب شما می تواند در باره آنچه صحبت می شود بفهمد و آنرا تفسیر کند. برقراری ارتباط برای یک تیم کاری باشد یا برای هر منظور دیگری فرقی نمی کند می توانید از آنچه در این مقاله می بینید استفاده کنید.
نحوه شروع برقراری ارتباط و آن گونه که پیغام خود را منتقل می کنید، در نتیجه نهایی این فرایند تعیین کننده است.
چون هر کسی برای دریافت پیغام شما نیاز به آمادگی دارد بنابراین با دقت بیاندیشید چگونه، کی و کجا آنرا به او منتقل نمایید. آنچه در اینجا ارائه می گردد معیار هایی هستند که به کمک آنها می توانید در هر زمینه ای به خصوص کار تیمی روابطی تاثیر گذار با دیگران برقرار کنید.
روشی که یک پیغام ارسال می شود همیشه بر دریافت آن تاثیر می گذارد.
چگونگی صحبت کردن یک فرد همیشه از اینکه او چه می گوید مهمتر است.
آنچه در عمل از ارتباط دو نفر حاصل می شود عبارت است از پیغامی که دریافت می شود و نه پیغامی که فرد می خواسته ارسال کند.
سعی کنید بفهمید آنچه می گویید برای طرف مقابل شما چقدر مهم است، چقدر درباره آن می دانند و تجارب قبلی آنها چیست.
ارتباط یک خط دو طرفه است یکی برای ارسال پیام و دیگری برای دریافت پیام طرف مقابل است.
ارتباط درست و آزاد در یک تیم یا بین دو نفر قابل ارتقا و تصحیح است.

مشکلاتی که هنگام برقراری ارتباط رخ می نمایند
موانع خود: هر کس تمایل دارد پیام ها و اطلاعات خود را برای طرف مقابل به بهترین شکل بیان کند اما آنچه او را محدود می کند اطلاعات و توانایی های ارتباطی اوست.
نداشتن اعتماد به نفس، آمادگی ذهنی و از این قبیل فرد را در دیدن تصویری بزرگتر از زندگی محدود می کند.
افراد با یکدیگر صحبت نمی کنند اما با تصویری که در ذهن خود درباره دیگران ساخته اند درباره آنها قضاوت می کنند.
موانع فیزیکی مانند سر و صدا و از این قبیل تمرکز را مشکل می کنند. پس بهتر است در چنین شرایطی از ارسال پیام های مهم خودداری کنید.
نزدیکی و قرابت بین کسانیکه با یکدیگر رابطه دارند معمولاً باعث می شود ارتباطی ناخوشایند در تیم داشته باشند.
تمایل به ارزیابی و مورد قضاوت قرار دادن دیگران و تایید یا رد کردن آنها ارتباط را خراب می کند.

بزرگراه ارتباط موثر تیمی
با توجه گوش دهید و بفهمید طرف مقابل شما چه می گوید.
طرف مقابل شما نیاز دارد احساسات تان را درک کند
وقتی که کسی با شما سخن می گوید به جای اینکه فقط به سخنان او گوش دهید سعی کنید منظور او را از صحبت هایش بفهمید.
در هر حرفه یا کسب و کاری مهارت های بالای ارتباطی مورد نیاز است تا آن کسب و کار بتواند رشد کند. بنابراین برای افزایش دانش روابط عمومی خود به شما توصیه می کنم در این باره به اندازه کافی مطالعه کنید و آن را دست کم نگیرید. شاید مشکل شما تا کنون همین بوده است اگر فکر می کنید باید روی مهارت های ارتباطی خود و همکارانتان کار کنید چرا معطل هستید از هم اکنون شروع کنید و برنامه ای برای ارتقای مهارت های ارتباطی طراحی کنید و بر اجرای آن نظارت کنید.

نكاتي براي حضور مؤثر در رقابت تبليغاتي:


هدف تبليغات اين است كه با كمترين هزينه بيشترين مخاطبان را جذب كنيد. اگر اين مهم به درستي انجام شود تبليغات، موفقيت كسب و كار شما را به همراه خواهد داشت. در اين مقاله برخي از مهم تريت نكات تبليغات را به عرض دوستان مي رسانيم.

1- به دنبال مخاطبان هدف باشيد. يك فعاليت تبليغاتي بايد روي قسمتي خاص و مشخص از خدمات يا محصولات شما متمركز شود. اشتباه معمولي كه بيشتر سازمان ها مرتكب مي شوند اين است كه به صورت كلي تبليغ مي كنند و روي محصولات به صورت تخصصي و تكي تبليغ نمي كنند تا بتوانند توجه مشتريان بالقوه خود را معطوف به آن كالا يا خدمات كنند.

2- برتري هاي قابل رقابت خود را نمايان سازيد. يكي از كليدهاي تبليغات موفق اين است كه براي سازمان شما جايگاهي در ذهن مخاطبان ايجاد كند. روي فاكتورهايي كار كنيد كه در آنها قوي هستيد. بايد خدماتي را كه شما يا كالايتان ارائه مي كند به اطلاع مشتري احتمالي برسانيد تا فرصت فكر كردن و انتخاب را داشته باشد. حقيقت اين است كه تبليغات زيبا و جالب فراواني ساخته مي شوند ولي در ارائه برتري هاي كالا يا خدمات عاجز هستند و نتيجه آن يك شكست تبليغاتي است.

3- يك لوگو داشته باشيد و آن را منتشر كنيد. وقتي كه در اتوبان در حال رانندگي هستيد بدون اينكه تمركز خود را از دست بدهيد مي توانيد نشان كمپاني مك دونالد را به خاطر بياوريد همينطور كمپاني ها و محصولات بسياري وجود دارند كه آنها را با آرم و لوگويشان به ياد مي آوريم. بسياري از كمپاني ها هنگام تبليغ يك لوگوي مناسب به عنوان نماد ندارند. تا با يك نگاه تصويري مناسب در ذهن مشتريان به جا بگذارند.

4- در جاي مناسب تبليغات كنيد. ابتدا بايد بدانيد كجا تبليغ كنيد و از چه رسانه اي استفاده كنيد بدانيد كه برنامه راديويي يا تلويزيوني مورد علاقه شما لزوماً برنامه مورد علاقه مشتريان شما نيست. بنابراين بايد علاقه مشتريان خود را بشناسيد و بدانيد چه مجله اي مي خوانند آيا از اينترنت استفاده مي كنند يا اهل تماشاي تلويزيون هستند. براي اينكه از كسب و كار خود درآمد خوبي داشته باشيد بايد خوب هم خرج كنيد ولي ابتدا بدانيد كجا پول خرج كنيد.

5- براي عايدي بيشتر بايد بيشتر هم خرج كنيد. شما مي توايند از روش هاي مختلف براي شركت خود صرفه جويي كنيد و به سرمايه خود بيفزاييد ولي تبليغات جايي نيست كه از هزينه هاي آن بزنيد. چون تبليغات سبب افزايش فروش مي شود. راحت تر بگويم تبليغات حرف آخر را مي زند. يك تبليغ موفق هر چند براي شما هزينه دارد ولي تأثير آن بسيار بيشتر از حد تصور شماست.

6- گوناگوني. بسياري از صاحبان مشاغل به دنبال بهترين محل براي تبليغات مي گردند تا با كمترين هزينه بيشترين نتيجه را بگيرند. بايد بگويم تبليغ هم مانند سرمايه گذاري است يك سرمايه گذار زيرك هيچگاه همه سرمايه خود را روي سهام يك شركت سرمايه گذاري نمي كند. در تبليغ هم اين گونه است بهتر است بودجه تبليغات خود را روي روش هاي مختلف هزينه كنيد. يك ضرب المثل معروف اقتصادي هست كه مي گويد: «هيچگاه همه تخم مرغ هاي خود را داخل يك سبد نگذار.»

7- سعي نكنيد همه چيز را براي همه كس فراهم كنيد. هيچ كالا يا خدماتي وجود ندارد كه به درد همه كس بخورد. بسياري از صاحبان كسب و كار به خصوص مديران سازمان ها سعي مي كنند به همه بازارها دست پيدا كنند. اما حقيقت اين است كه اين روش كارساز نيست. و براي كسب كارهاي كوچك مي تواند فاجعه آميز باشد. بنابراين به جاي اينكه فقط سعي كنيد تبليغات پر تيراژ راه بيندازيد ابتدا بايد مخاطبان واقعي خود را پيدا كنيد!

8- حاصل تبليغ هاي خود را بررسي كنيد. اگر به آنچه تاكنون گفته شده عمل كرده باشيد حال گروه هايي از مردم را كه مشتري شما هستند شناسايي كرده ايد. و بايد بدانيد تأثير هر تبليغ شما بر روي آن گروه ها چگونه بوده است؟ آيا آنها پيغامي را كه از طريق تبليغ رسانده ايد فهميده اند؟ آيا اصلاً متوجه آن شده اند؟ حتي مي توانيد پرسشنامه هايي تهيه كنيد و به صورت اتفاقي بين اين افراد پخش كنيد و بخواهيد به آنها پاسخ دهند روش هاي مختلفي براي اين كار وجود درد كه مي تواند به شما كمك كند از نتايج تبليغ خود باخبر شويد به اين ترتيب عاقلانه و با زيركي تبليغ كنيد. اگر در اينترنت تبليغ مي كنيد بايد بگويم با كمي خطا به راحتي مي توانيد نتايج تبليغات اينترنتي خود را بررسي كنيد.

9- از مشتريان بپرسيد. به سادگي مي توانيد از مشتريان جديد خود بپرسيد چگونه شما را پيدا كرده اند يا در مورد شما شنيده اند و به همين سادگي بسياري از اين مشتريان پاسخ درستي به شما نخواهند داد (يا پرسشنامه را پر نخواهند كرد.) ولي همان عده اي كه به اين پرسش ها پاسخ مي دهند مي توانند اطلاعات ارزشمندي در اختيار شما قرار دهند

نام تجاری یا (BRAND) یعنی :

هویت
امضا
اصالت
تفاوت
تمایز
سرمایه اصلی کسب و کار
معنی محصول
ارزش یک بنگاه اقتصادی در ذهن مصرف کننده
راهنما و محرک انتخاب

نظر علمی ثابت شده افرادیکه شناختی از شما ندارند، از روی ظاهـر شــما در عـرض 30 ثانیه در مورد شخصیتتان نتـیجه گیری می کنند. این ارزشیابی در مدت زمان بسیار کوتاهی به صورت ناخواسته در ذهن شکل می گیرد.
محققان معتقدند که به ترتیب موارد زیر درمورد دیگران،توجه فرد را به خود جلب می کنند: رنگ پوست، جنسیت، سن، رفتار ( قد، حرکات بدن)، ظاهر، ارتباط مستقیم چشمی، و طرز صحبت کردن.
در مورد 3 گزینه اول ما هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم؛ اما می توانیم با اتکا به یافته های علمی موارد دیگر را به نفع خود تغییر داده و تصور ذهنی دیگران را در مورد خود تغییر دهیم.
80% از چیزی که دیگران در مورد ما می بینند به طرز لباس پوشید نمان بر میگردد.

کارمندان آدمخوار
پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند
هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید."
http://i.bnet.com/blogs/hypnotic-vampire-cartoon.jpg
آدمخوارها قول دادند که با کارکنان اداره کاری نداشته باشند.
چهار هفته بعد رئیس اداره به آنها سر زد و گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟"
آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند.
بعد از اینکه رئیس اداره رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: "کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟"
یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا برد.
رهبر آدمخوارها گفت: "ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد؟!
از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید

مرگ بهترین ابتکار زندگی است، او مامور تغییر آن است



سخنانی از استیو جابز در دانشگاه استنفرد سال
مرگ بهترین ابتکار زندگی است، او مامور تغییر آن است

هیچ کس نمی خواهد بمیرد.حتی افرادی که می خواهند به بهشت بروند حاضر نیستند به خاطر آن بمیرند. و همچنین مرگ مقصدی است که همه ی ما در آن شریک هستیم.

هیچکس تا به امروز از آن فرار نکرده است. و باید هم چنین باشد. چرا که مرگ بهترین ابتکار زندگی است. او مامور تغییر آن است. او افراد قدیمی را از صحنه پاک می کند تا راهی برای افراد جدید باز شود. در حال حاضر فرد جدید شما هستید٬ البته نه خیلی دور از زمان حال٬ شما به آن فرد قدیمی تبدیل شده و می بایست که از صحنه پاک شوید. متاسفم که انقدر دراماتیک صحبت کردم. اما این یک واقعیت است.

زمان شما محدود است٬ پس سعی نکنید زندگی فرد دیگری را انجام دهید. به دام عقاید متعصبانه نیافتید – چرا که زندگی کردن با نتایج عقاید دیگران است. نگذارید صدای ناهنجار نظرات دیگران صدای شما را از بین ببرد. و مهم تر از هر چیز دیگری٬ شجاعت آن را داشته باشید که دنبال آن چیزی که قلب و بینش تان می گوید بروید. آنها یک جورایی همیشه می دانند که شما به دنبال چه چیزی هستید. همه ی چیزهای دیگر در درجه دوم قرار دارند

وای بر آن کسی که شغلش،هویتش باشد،بر حذر باشید از انسانهایی که به خاطر شغلشان،همه چیزشان را از دست داده اند، آنها چیزی به جز کارشان،برای از دست دادن ندارند و برای حفظ آن، به هر پلیدی دست می زنند

قابليت انعطاف داشته باشيد. تنها همين يك خصوصيت، كه بتوانيد شيوه كار خود را تغيير دهيد ،
موفقيت شما را تضمين مي كند.
"آنتونی رابینز"

مهندسی ارزش چیست

مهندسي ارزش چيست ؟
از ديدگاه انجمن مهندسي ارزش آمريكا مهندسي ارزش روشي سيستماتيك با تكنيكهاي مشخص است كه كاركرد محصول يا خدمات را شناسايي و براي آن كاركرد ، ارزش مالي ايجاد مي‌كند ؛ به نحوي كه آن كاركرد در كمترين هزينه با حفظ قابليت اطمينان و كيفيت مورد نظر انجام گيرد ؛ به بيان ديگر مي‌توان گفت كه مهندسي ارزش يك كوشش سازمان‌يافته براي تحليل عملكرد سيستمها ، تجهيزات ، خدمـــات و موسسات به منظور نيل به عملكرد واقعي با كمترين هزينه در طول عمر پروژه است كه سازگار با كيفيت و ايمني مورد نظر باشد . مهندسي ارزش يك روش بسيار مهم براي مصرف بهينه بودجه تخصيص داده شده است .
ارزش بسيار ساده و در عين‌حال بسيار پيچيده است . زيرا چيزيست كه مشتري طلب مي‌نمايد . ميلر و هايمان يك پند كليدي در اين باب ارائه نموده‌اند : هيچ كس يك محصول را خريداري نمي‌كند ! مشتريان هميشه كاري را مي‌خرند كه فكر مي‌كنند كالا براي آنها انجام خواهد داد ؛ به عبارت ديگر مردم به صداي با كيفيت اهميت مي‌دهند

موفقیت یعنی همانطور که دوست دارید زندگی کنید . "برایان تریسی

خصوصیات یک فروشنده موفق چیست؟

§ توانایی فروختن

§ تمایل به کسب درآمد
...

§ ظاهری خوب واراسته

§ مقبولیت نزد عموم مردم

§ توانایی بالا در سخنوری

§ تبحر لازم در نوشتن

§ غرور شغلی، حرفه ای و سازمانی

§ مهارت‌های ایجاد ارتباط با سایرین

§ صداقت و امانت داری

§ توانایی جلب سایرین

§ نیاز به کسب موفقیت

§ اهمیت دادن به سایرین و محیط اطراف

§ حافظه خوب

§ ظرفیت کار سنگین

§ دور بودن از احساسات و منطقی بودن

§ صبر و حوصله

§ سلامتی جسمانی

§ ریسک پذیر

§ دور اندیش

§ توانایی مشورت دادن به دیگران

§ قوه خلاقیت

§ قابلیت پیروزی بر ترس

§ تمایل و قابلیت بهبود وضعیت موجود

§ شوخ طبعی

§ نگرش مثبت

§ خود اتکایی

§ قابلیت انتقاد از خود

درحرفه ما مشتري مهمترين هدف است، او به ما نياز ندارد بلكه ما به او نياز داريم. مانع كار ما نيست، او هدف و مقصود ماست. با كار ما بيگانه نيست بلكه قسمتي از آن است. با خدمتي كه به او عرضه مي‌كنيم لطفي نكرده ايم، كه او با فرصتي كه مي‌دهد به ما لطف مي‌كند.

مهاتما گاندي


...

فقط يک رئيس وجود دارد: مشتری..... .

او می تواند با خرج کردن پول‌هايش در جای ديگر به راحتی سبب اخراج افراد از رئيس هيأت مديره تا رده‌های پایین‌تر شود.

(سام والتون- موسس فروشگاه‌های زنجیره‌ای والمارت)

همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که تکیه کلام پیریت نشود ای کاش

درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند .

وقتی به نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر هنگامی است که پس از خروج از فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید…

اگر یک تاکسی برای رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است؛ اگر راننده ی تاکسی شهر را بشناسد و از نشانی شما سر در آورد با اقبال دیگری روبرو شده اید؛ اگر زبان راننده را بدانید و بتوانید با او سخن بگویید بخت یارتان است؛ و اگر راننده عصبانی نباشد، با حسن اتفاق دیگری مواجه هستید.

خلاصه برای رسیدن به مقصد باید از موانع متعددی بگذرید ...

هاروی مک کیمی گوید:

روزی پس از خروج از فرودگاه، به انتظار تاکسی ایستاده بودم که راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت:

لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید...

سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت: لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید!

بر روی کارت نوشته شده بود:

در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم !!!

بسیار شگفت زده شدم !!!

راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم.

پس از آن که راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد و گفت:

پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و یک فلاسک قهوه رژیمی هست!

گفتم : نه، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم.

راننده پرسید: در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه، کدام را میل دارید ؟!

و سپس با دادن مقداری آب میوه به من، حرکت کرد و گفت:

اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است...

آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت:

این فهرست ایستگاههای رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمنا من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم وگر نه می توانم سکوت کنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم...

از او پرسیدم: چند سال است که به این شیوه کار می کنی؟!

پاسخ داد: 2 سال

پرسیدم:چند سال است که به این کار مشغولی؟

جواب دا د:7 سال !

پرسیدم 5 سال اول را چگونه کار می کردی؟

گفت :از همه چیز و همه کس،از اتوبوسها و تاکسیهای زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم.

روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر شروع به سخنرانی کرد.

مضمون حرفش این بود که :

مانند مرغابیها که مدام وک وک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقابها اوج گیرید.

پس از شنیدن آن گفتار رادیویی به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم :

تاکسیهای کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند.

سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاهها و باورهایم به وجود آورم

پرسیدم:چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟

گفت: سال اول، درآمدم دو برابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید!!!

نکته ای که مرا به تعجب واداشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با 30 راننده تاکسی در میان گذاشتم؛ اما فقط 2 نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند...

بقیه چون مرغابیها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانندبرگزینند ...

می خواهید گناه نابسامانیهای خود را به گردن این و آن بیندازید یا برخیزید و اختیار زندگی خود را به دست بگیرید؟