هوش تجاري

ابزاري جديد براي ارتقاي سازمان‌ها

محيط كسب و كار امروزه مستلزم نوعي پاسخگويي است كه بتواند يك آگاهي بهنگام و دقيق در شرايط بازرگاني دست يابد. كسب و كارها براي موفقيت نيازمند دسترسي سريع و آسان به اطلاعاتي درباره مشتريانشان امور داخلي سازمان‌ها، شرايط بازار خارجي و سالم بودن فعاليت‌هاي تجاريشان هستند. اينكه چرا اطلاعات و تحليل داده‌ها به عنوان شاهرگ اقتصاد معرفي شده، بايد گفت يك سازمان از بدو تولد تا پايان عمرش در بخش‌هاي مختلف داده ايجاد مي‌كند و ديدن چشم‌انداز سازمان با اين داده‌هاي پراكنده امكانپذير نخواهد بود و از آنجائي كه سيستم گزارش‌دهي در سازمان‌ها به صورت سلسله مراتبي تعريف شده و مديران عالي سازمان‌ها نياز به اطلاعات موجز و خلاصه شده دارند در نتيجه بايد اطلاعات چندين بار قالب‌بندي، خلاصه و سپس گزارش شود.

براي غلبه بر چنين مشكلي فناوري فرآيند داده كه همان هوش تجاري ناميده مي‌شود به كمك سازمان‌ها و شركت‌ها آمده و وظيفه تحليل، تهيه استراتژي و پيش‌بيني اطلاعات را مكانيزه و اتوماتيك كرده تا تصميمات بهتر اخذ گردد.

بر خلاف نظر بسياري كه هوش تجاري را به عنوان يك ابزار يا سيستم مي‌دانند، هوش تجاري به عنوان يك معماري مطرح مي‌شود كه مجموعه‌اي از برنامه‌هاي كاربردي و تحليلي است كه به استناد پايگاه‌هاي داده عملياتي و تحليلي به اخذ تصميم براي فعاليت‌هاي هوشمند تجاري مي‌باشد.

اثربخشي سيستم هوش تجاري ميزان تحقق اهداف يك سيستم هوش تجاري در سازمان است. بازار هوش تجاري را ابزاري براي برتري رقابتي و پايشگر و تحليلگر بازار و مشتريان مي‌داند. از نقطه نظر فناوري نيز هوش تجاري يك سيستم هوشمند است كه با پردازش دقيق داده‌ها، نقطه دخالت سخت‌افزار و نرم‌افزار در مغزافزارها به حساب مي‌آيد. به بيان ساده‌تر هوش تجاري چيزي نيست مگر فرايند بالابردن سوددهي سازمان در بازار رقابتي با استفاده هوشمندانه از د اده‌هاي موجود در فرايند تصميم‌گيري.

در سازماني كه هوش تجاري در آن به كار گرفته مي‌شود، مديران مي‌توانند اطلاعات هزينه‌ها را از داخل سازمان استخراج نمايند و بدانند كه هزينه‌ها چه هستند و تصميم‌هايي براي كاهش و حذف آنها بگيرند. تغييرات آينده را پيش‌بيني كنند و براي مسائل خود راه‌حلي مناسب داشته باشند.ت به منظور افزايش درآمد، شركتها بايد علاوه بر افزايش فروش خود، مشتريان فعلي خود را حفظ كنند. حفظ مشتريان اغلب كاري بسيار پسنديده است.

امروزه سازمانهايي در محيط رقابتي موفق خواهند بود كه از حوزه فعاليت خود درك و ارزيابي عميقتري داشته و براي خود مزيت‌هاي رقابتي بيشتري فراهم سازند. به كمك افزايش هوشمندي رقابتي و هوش سازماني است كه سازمان‌ها بر رقباي خود برتري يافته‌اند و جايگاه ويژه‌اي در عرصه رقابت كسب مي‌كنند. در عصر حاضر تنها تمركز بر وقايع و بررسي اطلاعات گذشته چندان كارساز نيست، بلكه بررسي دقيق محيط و كسب اطلاعات از رخدادهاي در حال ظهور است كه حيات سازمان را استمرار مي‌بخشد.

 گرد اوری شده از ماهنامه تجارت-مرداد۹۱